درس خارج فقه و اصول حضرت استاد، با رعایت دستورات بهداشتی به صورت حضوری در مدرس آیت الله تبریزی (رحمة الله علیه) اتاق ۱۱۲ برقرار است.

  • سال ها باید بگذرد تا حوزه شخصیتی همچون آیت الله مصباح تربیت کند

    استاد درس خارج حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، با اشاره به خوشحالی و ابراز حقد و کینه برخی جریانات نسبت به آیت الله مصباح یزدی گفت: تعرض به شخصیت ایشان کار سزاواری نیست.

    وی با انتقاد از کسانی که در شرایط بیماری آیت الله مصباح یزدی خدمات ایشان را نادیده گرفته و عقده گشایی می کنند، اظهار کرد: هتک حرمت و تعرض به شخصیت کسانی که عمر خود را در مسیر تقید و تدین صرف کرده اند، سزاوار نیست.

    ادامه مطلب

  • نشست علمی مقاصد شریعت، علل و حکم

    در اولین نشست از سلسله گفتگوهای فلسفه فقه و فقه مضاف که به همت انجمن فقه و حقوق اسلامی حوزه علمیه و با عنوان «مقاصد شریعت،‌ علل و حکم» برگزار شد حضرت استاد قائنی دام ظله مباحثی را در رابطه با علل و حکم و نسبت آنها و مقاصد شریعت بیان فرمودند. از نظر ایشان علل و حکم نقش بسیار مهمی در استنباط احکام خصوصا مسائل مستحدثه دارند که متاسفانه جای آن در اصول فقه خالی است. حضرت استاد قائنی دام ظله معتقدند بزنگاه مباحث علت و حکمت، فهم و تشخیص علت است که نیازمند ضوابط روشن و واضح است تا بتوان بر اساس آنها علل را تشخیص داده و نظرات را قضاوت کرد. هم چنین ایشان معتقد است علت بعد از تخصیص قابل تمسک است همان طور که عام بعد از تخصیص قابل تمسک است و تخصیص علت باعث تغییر در ظهور علت در عموم و یا تبدیل آن به حکمت نمی‌شود. علاوه که حکمت نیز خالی از فایده نیست و می‌تواند در استنباط احکام مورد استفاده قرار گیرد. آنچه در ادامه می‌آید مشروح این جلسه است.

    ادامه مطلب

  • تفریح همیشه مصداق لهو و لعب نیست

    شبکه اجتهاد: تفریح در جوامع مذهبی، معمولاً به‌عنوان امری مذموم شمرده می‌شود. بسیاری از متدینان، تفریح را مصداق لهو، لعب و یا لغو می‌دانند. این مطلب را با حجت‌الاسلام محمد قائینی، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم در میان گذاشتیم. او معتقد است لغو به‌کلی حرام نیست و لهو و لعب نیز تنها در بعضی مصادیق، مشمول ادله حرمت می‌باشند؛ بنابراین نمی‌توان تفریح را همواره مصداق این عناوین دانسته و به این بهانه، حکم به مذموم بودن آن داد.  قائینی همچنین معتقد است  رواج شادی در میان مردم وظیفه فقه نیست و متخصصان امر و افراد کارشناس‌، باید مصادیق و موارد تطبیق شادی در جامعه را تبیین کنند. آنچه در اسلام اهمیت دارد، رفع مشکلات و ایجاد دل‌خوشی و شادمانی قلبی در جامعه است.

    ادامه مطلب

  • فقهی که به تمام مسائل اجتماع پاسخ بگوید، فقه تمدنی است.

    شبکه اجتهاد: اشکال مهمی که در باب فقه تمدن ساز، مطرح است، این است که آیا فقهی که تمام هم‌وغم خود را بر تنجیز و تعذیر گذاشته است، می‌تواند جامعه مسلمانان را به‌سوی تمدن و پیشرفت که از امور واقعی و غیرتعبدی هستند، برساند یا نه. آیۀ‌الله محمد قائینی، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، از مدافعان فقه سنتی است. به باور وی، همین فقه موجود با همین رویکرد تنجیزی، تمدن پیشین مسلمانان را ساخته و بعدازاین هم خواهد ساخت.

    ادامه مطلب

  • نشست علمی اختصاص الجزئیة و الشرطیة بغیر القاصر و المضطر

    به گزارش خبرگزاری «حوزه» نخستین کرسی نظریه پردازی حوزه از سوی انجمن اصول فقه حوزه علمیه قم با موضوع: «اختصاص الجزئیه و الشرطیه بغیر القاصر و المضطر» با مجوز کمیسیون کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره حوزوی در سالن اجتماعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی  قم برگزار شد.

    بر اساس این گزارش، حجت الاسلام والمسلمین محمد قائینی به عنوان ارائه کننده نظریه به توضیحی پیرامون آن پرداخته و از آن دفاع کرد.

    ادامه مطلب

    آخرین دروس

    اصول سال ۰۱-۱۴۰۰

    مقدمه عقلی و شرعی و عادی (ج۱۸-۲۸-۷-۱۴۰۰)

    بیان این نکته نسبت به آنچه در توجیه کلام آخوند گفتیم لازم است. ما «ضرورة» که در کلام آخوند مذکور است را بیان علت استظهار ایشان از کلام صاحب معالم دانستیم نه علت برای عقلی بودن مساله اما برخی از حواشی این کلام آخوند را اشاره به اشکال شیخ به صاحب معالم دانسته‌اند. مرحوم شیخ به صاحب معالم اشکال کرده است که بحث لغوی در جایی است که برای لفظ معنایی متصور است و از تعیین آن معنا بحث می‌کنند پس وضع لفظ نسبت به یک مفهوم مفروض است و موضوع له مردد بین دو یا…
    فقه سال ۰۱-۱۴۰۰

    عدم صحت قسم به غیر خدا (ج۱۸-۲۸-۷-۱۴۰۰)

    بحث در شرایط انعقاد قسم به لحاظ مُقسَم به است. معروف این بود که قسم به غیر خدا صحیح نیست و قسم باید به ذات خدا باشد و قسم به اسم خدا (خود لفظ) صحیح نیست ولی لازم نیست با لفظ «الله» باشد بلکه قسم با هر کدام از الفاظی که بر ذات خداوند دلالت دارند صحیح است و مراد ما از دلالت بر ذات، در مقابل صفات خداوند نیست بلکه قسم با صفات خداوند هم صحیح است و لازم نیست به عربی هم باشد. گفتیم از نظر ما هم قسم به غیر خدا صحیح نیست (هر چند تکلیفا هم جایز باشد) و…
    فقه سال ۰۱-۱۴۰۰

    عدم صحت قسم به غیر خدا (ج۱۷-۲۷-۷-۱۴۰۰)

    بحث در مساله اول مذکور در کلام مرحوم آقای خویی بود. یک مساله این است که آیا قسم به غیر خدا هم صحیح و جایز است؟ و مساله دیگر اینکه اگر شرط صحت قسم این باشد که به خدا باشد و غیر آن صحیح نباشد، آیا قسم باید به ذات خدا باشد و به اسم خاصی اختصاص ندارد یا اینکه قسم حتما باید لفظ جلاله «الله» باشد؟ مرحوم آقای خویی این دو مساله را به ضمیمه عدم اشتراط لفظ عربی در قسم، در یک مساله بیان کرده است و فرموده‌اند قسم فقط باید به خدا باشد اما لازم نیست به لفظ…
    اصول سال ۰۱-۱۴۰۰

    مقدمه داخلی و خارجی (ج۱۷-۲۷-۷-۱۴۰۰)

    مرحوم آخوند فرمودند مساله مقدمه واجب، بحث اصولی است و جزو مباحث عقلی است و اینکه آیا عقل وجوب مقدمه را درک می‌کند؟ نه لفظی هر چند از کلام صاحب معالم استفاده می‌شود که ایشان مساله را جزو مباحث الفاظ دانسته‌اند و نزاع را در دلالت لفظ تصویر کرده‌اند. مرحوم آخوند در ادامه تعلیلی را ذکر کرده‌اند «ضرورة أنه إذا كان نفس الملازمة بين وجوب الشي‏ء و وجوب مقدمته ثبوتا محل الإشكال فلا مجال لتحرير النزاع في الإثبات و الدلالة عليها بإحدى الدلالات الثلاث كما…

    جلسه شصت و نهم ۱۵ اسفند ۱۳۸۹

    باسمه تعالی

    منشا قول مرحوم نایینی چیست؟ چرا اصولی بزرگی مانند ایشان چنین کلامی گفته اند؟ یقینا ایشان نیز به ضابطه ای که گفته ایم واقف بوده اند.

    شاید منشا چنین قولی این بوده است که ما در مواردی که مدخول «کلّ» مطلق است و مواردی که مدخول آن مقید است تفاوتی در مفهوم استعمالی «کلّ» نمی بینیم و این به وجدان واضح است. پس شمول و عموم مدخول «کلّ» باید امری جدای از مفهوم «کلّ» باشد و این یعنی شمول و عموم مدخول باید از مقدمات حکمت استفاده شود. به عبارت دیگر اگر خود «کلّ» دالّ بر عموم و شمول تمام افراد مدخولش حتی بدون جریان مقدمات حکمت بود باید مفهوم «کلّ» در مواردی که مدخول آن قیدی ندارد با مفهوم آن در مواردی که مدخولش مقید است متفاوت باشد و حال اینکه وجدانا چنین نیست.

    اما این کلام نیز خلطی است که اتفاق افتاده است. در حقیقت بین دو معنای مختلف اطلاق که مشترک لفظی هستند تفکیک نشده است. یک معنای اطلاق همان است که ناشی از جریان مقدمات حکمت است و یک معنای اطلاق یعنی عدم قید هر چند مقدمات حکمت جاری نباشند. و در این جا که گفته اند «کلّ» دلالت بر عموم مدخولش می کند ان مطلقا فمطلقا یعنی اگر مدخولش  قیدی نداشت نه اینکه اگر مدخولش مطلق به معنای مجرای مقدمات حکمت باشد. و شاهد این حرف هم وجدان است حتی بالاتر از آن جریان مقدمات حکمت در مدخول «کلّ» محال است چرا که مقدمات حکمت جایی جاری هستند که کلام قابلیت اجمال و اهمال را داشته باشد و فرض ما این است که در مدخول «کلّ» اجمال و اهمال جا ندارد پس مقدمات حکمت جاری نخواهند بود.

    نکته دیگری که نسبت به کلام مرحوم نایینی استفاده می شود این است که ایشان می فرمایند «کلّ» یک شمول و عمومی نسبت به انواع مدخولش دارد و یک عموم و شمول نسبت به افراد هر نوعی از انواع مدخولش.

    عموم و شمول نسبت به انواع مدخولش متوقف بر مقدمات حکمت است ولی عموم و شمول نسبت به افراد هر یک از انواع احتیاجی به مقدمات حکمت ندارد.

    مثلا اگر گفت «اکرم کلّ عالم» شمول حکم نسبت به انواع عالم مانند فقیه و نحوی و فیلسوف و ... محتاج مقدمات حکمت است پس اگر مدخول را مقید به انواع خاصی بکند مثلا بگوید «اکرم کلّ عالم غیر فیلسوف» در این صورت «کلّ» تخصیص نخورده است. اما شمول «کلّ» نسبت به افراد هر یک از انواع مانند تک تک فقهاء و ... محتاج مقدمات حکمت نیست و لذا اگر بگوید «اکرم کلّ عالم الا سیبویه» تخصیص «کلّ» خواهد بود.

    این حرف ایشان نیز بدون دلیل است و ما از وجدان خلاف آن را مشاهده می کنیم. اگر «کلّ» خودش معین افراد هر نوع باشد چرا همین حرف را در مورد انواع نمی گویید؟ نسبت انواع به طبیعت مانند نسبت افراد به انواع و اصناف است. چه تفاوتی بین این دو مورد هست؟ علاوه که شمول نسبت به افراد متاخر از شمول نسبت به انواع است.

    مرحوم اصفهانی در اینجا کلامی دیگر دارند که حرف صحیحی است ایشان می فرمایند هر عام دو شمول دارد یک شمول احوالی است و یک شمول افرادی است. در شمول افرادی نیازی به مقدمات حکمت نداریم و خود «کلّ» شمول و عموم نسبت به افراد مدخول را افاده می کند اما نسبت به شمول احوالی نیازمند مقدمات حکمت هستیم.

    مثلا «کلّ عالم» یک شمول افرادی دارد که یعنی زید عالم و عمرو عالم و ... شمول حکم نسبت به این افراد نیازی به مقدمات حکمت ندارد و یک شمول احوالی دارد که مثلا زید در حالت نشسته یا ایستاده یا با عمامه یا بدون عمامه و ... که همه این احوال مشمول حکم هستند و این نیازمند مقدمات حکمت است مگر اینکه در برخی موارد احوال نیز به افراد مختلف برگردند که در آن صورت باز هم نیاز به مقدمات حکمت نیست.

     

    و السلام علیکم

    چاپ

     نقل مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است