ضمن عرض تسلیت ایام عزای اهل بیت علیهم السلام به اطلاع می‌رساند شروع دروس خارج فقه و اصول حضرت استاد قائنی از سه شنبه ۱۶ شهریور خواهد بود.

درس خارج اصول و فقه به صورت مجازی است و در آدرس http://www.qaeninajafi.ir/vclass در دسترس است.

  • سال ها باید بگذرد تا حوزه شخصیتی همچون آیت الله مصباح تربیت کند

    استاد درس خارج حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، با اشاره به خوشحالی و ابراز حقد و کینه برخی جریانات نسبت به آیت الله مصباح یزدی گفت: تعرض به شخصیت ایشان کار سزاواری نیست.

    وی با انتقاد از کسانی که در شرایط بیماری آیت الله مصباح یزدی خدمات ایشان را نادیده گرفته و عقده گشایی می کنند، اظهار کرد: هتک حرمت و تعرض به شخصیت کسانی که عمر خود را در مسیر تقید و تدین صرف کرده اند، سزاوار نیست.

    ادامه مطلب

  • نشست علمی مقاصد شریعت، علل و حکم

    در اولین نشست از سلسله گفتگوهای فلسفه فقه و فقه مضاف که به همت انجمن فقه و حقوق اسلامی حوزه علمیه و با عنوان «مقاصد شریعت،‌ علل و حکم» برگزار شد حضرت استاد قائنی دام ظله مباحثی را در رابطه با علل و حکم و نسبت آنها و مقاصد شریعت بیان فرمودند. از نظر ایشان علل و حکم نقش بسیار مهمی در استنباط احکام خصوصا مسائل مستحدثه دارند که متاسفانه جای آن در اصول فقه خالی است. حضرت استاد قائنی دام ظله معتقدند بزنگاه مباحث علت و حکمت، فهم و تشخیص علت است که نیازمند ضوابط روشن و واضح است تا بتوان بر اساس آنها علل را تشخیص داده و نظرات را قضاوت کرد. هم چنین ایشان معتقد است علت بعد از تخصیص قابل تمسک است همان طور که عام بعد از تخصیص قابل تمسک است و تخصیص علت باعث تغییر در ظهور علت در عموم و یا تبدیل آن به حکمت نمی‌شود. علاوه که حکمت نیز خالی از فایده نیست و می‌تواند در استنباط احکام مورد استفاده قرار گیرد. آنچه در ادامه می‌آید مشروح این جلسه است.

    ادامه مطلب

  • تفریح همیشه مصداق لهو و لعب نیست

    شبکه اجتهاد: تفریح در جوامع مذهبی، معمولاً به‌عنوان امری مذموم شمرده می‌شود. بسیاری از متدینان، تفریح را مصداق لهو، لعب و یا لغو می‌دانند. این مطلب را با حجت‌الاسلام محمد قائینی، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم در میان گذاشتیم. او معتقد است لغو به‌کلی حرام نیست و لهو و لعب نیز تنها در بعضی مصادیق، مشمول ادله حرمت می‌باشند؛ بنابراین نمی‌توان تفریح را همواره مصداق این عناوین دانسته و به این بهانه، حکم به مذموم بودن آن داد.  قائینی همچنین معتقد است  رواج شادی در میان مردم وظیفه فقه نیست و متخصصان امر و افراد کارشناس‌، باید مصادیق و موارد تطبیق شادی در جامعه را تبیین کنند. آنچه در اسلام اهمیت دارد، رفع مشکلات و ایجاد دل‌خوشی و شادمانی قلبی در جامعه است.

    ادامه مطلب

  • فقهی که به تمام مسائل اجتماع پاسخ بگوید، فقه تمدنی است.

    شبکه اجتهاد: اشکال مهمی که در باب فقه تمدن ساز، مطرح است، این است که آیا فقهی که تمام هم‌وغم خود را بر تنجیز و تعذیر گذاشته است، می‌تواند جامعه مسلمانان را به‌سوی تمدن و پیشرفت که از امور واقعی و غیرتعبدی هستند، برساند یا نه. آیۀ‌الله محمد قائینی، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، از مدافعان فقه سنتی است. به باور وی، همین فقه موجود با همین رویکرد تنجیزی، تمدن پیشین مسلمانان را ساخته و بعدازاین هم خواهد ساخت.

    ادامه مطلب

  • نشست علمی اختصاص الجزئیة و الشرطیة بغیر القاصر و المضطر

    به گزارش خبرگزاری «حوزه» نخستین کرسی نظریه پردازی حوزه از سوی انجمن اصول فقه حوزه علمیه قم با موضوع: «اختصاص الجزئیه و الشرطیه بغیر القاصر و المضطر» با مجوز کمیسیون کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره حوزوی در سالن اجتماعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی  قم برگزار شد.

    بر اساس این گزارش، حجت الاسلام والمسلمین محمد قائینی به عنوان ارائه کننده نظریه به توضیحی پیرامون آن پرداخته و از آن دفاع کرد.

    ادامه مطلب

    آخرین دروس

    اصول سال ۰۱-۱۴۰۰

    اجزای مأمور به ظاهری از امر واقعی (ج۱۰-۳۰-۶-۱۴۰۰)

    کلام مرحوم اصفهانی این بود که آنچه در حکومت مهم است، لسان دلیلی است که حجت و معتبر قرار داده شده است، نه لسان دلیلی که حجیت را جعل می‌کند و بر همین اساس در مواردی که لسان دلیل حکم ظاهری، جعل طهارت و ... باشد موجب توسعه واقعی در ادله اجزاء و شرایط خواهد شد و در مواردی که لسان دلیل حکم ظاهری، حکایت از تحقق واقع باشد، حکومت ظاهری خواهد بود. در ادامه ایشان اشکالی را مطرح کرده‌اند که بر این اساس، استصحاب طهارت و حلیت باید حکومت ظاهری داشته باشد چرا…
    فقه سال ۰۱-۱۴۰۰

    به کارگیری معسر (ج۱۰-۳۰-۶-۱۴۰۰)

    گفتیم بعد از تعارض دلیل حجیت استصحاب و روایت سکونی و غیاث، تساقط خواهند کرد و مرجع عام یا اصل فوقانی است. اما ممکن است گفته شود در این فرض، استصحاب حاکم است چون لسان روایت سکونی و غیاث این نیست که او معسر نیست بلکه می‌گوید کسی که یسار و اعسارش مشکوک است باید حبس شود اما مفاد استصحاب این است که کسی که قبلا معسر بوده است و الان اعسارش مشکوک است، معسر است. بر اساس روایت سکونی و غیاث موضوع عدم حبس، علم به اعسار است و استصحاب این موضوع را اثبات…
    فقه سال ۰۱-۱۴۰۰

    عدم حبس معسر (ج۹-۲۹-۶-۱۴۰۰)

    گفتیم مقتضای اطلاق روایت سکونی و غیاث این است که کسی که یسار و اعسارش مشکوک است حبس می‌شود چه حالت سابق او یسار باشد یا اعسار یا نامعلوم و با وجود دلیل اجتهادی نوبت به استصحاب نمی‌رسد. اما به نظر آنچه گفتیم صحیح نیست و البته نظر مشهور هم صحیح نیست. درست است که روایت سکونی و غیاث اطلاق دارند اما مفاد آنها یک اصل در موارد شک در یسار و اعسار است و نسبت بین آنها و دلیل استصحاب، عموم و خصوص من وجه است چون دلیل استصحاب به موارد شک در یسار و اعسار…
    اصول سال ۰۱-۱۴۰۰

    اجزای مأمور به ظاهری از امر واقعی (ج۹-۲۹-۶-۱۴۰۰)

    مرحوم اصفهانی در ذیل کلام مرحوم آخوند مطالبی را بیان فرموده‌اند که بخشی از آن توضیح مطلب است و بخشی از آن تتمیم مطلب و بخشی از آن جواب به اشکالاتی است که به مرحوم آخوند ایراد شده است. آخوند فرمود اگر لسان دلیل حکم ظاهری، لسان جعل جزء و شرط است، حکومت واقعی بر ادله اجزاء و شرایط خواهد داشت و در نتیجه توسعه‌ای که رخ می‌دهد موجب اجزاء است ولی اگر لسان دلیل حکم ظاهری، لسان تحقق آنچه جزء و شرط واقعی است باشد حکومت ظاهری است و موجب اجزاء نیست. ایشان…

    جلسه پنجاه و هفتم ۲۳ بهمن ۱۳۹۰

    بحث در نیابت اماره و اصول عملیه از قطع بود. نسبت به امارات کلام مرحوم آخوند گذشت و حاصل آن نیابت امارات مقام قطع طریقی صرف بود. بحث در نیابت اصول عملیه نسبت به قطع طریقی و موضوعی بود. کلام مرحوم نایینی را ذکر کردیم و ظاهر این بود که نیابت اصول عملیه از قطع و علم موضوع ندارد و گفتیم این عبارت اشتباه است. و منظور ایشان این است که اصول عملیه جایگزین قطع نمی شوند به این معنا که نسبت به ترتیب آثار علم در مورد اصول عملیه هر چند متصور است و حتی واقع است اما نه به نکته تنزیل. مثلا گفته می شود معذریت و منجزیت در مورد اصول هست اما نه به نکته تنزیل چون آنچه در مورد اصول عملیه آمده است این نیست که شخص را عالم تصور کرده باشند البته غیر از استصحاب. آنچه در اصول عملیه است این است که مکلف بما هو جاهل چنین حکمی دارد. یعنی معذور است در مورد اصل برائت و معذور نیست در مورد اصل احتیاط. اصلا در ادله اصول عملیه تنزیلی نیست و منظور آخوند هم که می گویند معنا ندارد اصول عملیه جای قطع قرار بگیرند بلکه مراد همین است که گفتیم.

    در مورد تنجیز و تعذیر که آثار قطع طریقی هستند شارع مستقیما در اصول عملیه حکم کرده است و در مورد آثار قطع موضوعی هم اصلا لسان تنزیل نیست تا حکم به تنزیل و جایگزینی بکنیم.

    مبادا تخیل شود که مرحوم آخوند که فرموده است معنا ندارد اصول عملیه مقام قطع قرار بگیرند یعنی معقول نیست. شان اصول عملیه شان امارات است و همان گونه که امارات جایگزین قطع طریقی هستند اصول هم هستند اما از نظر اثباتی تابع دلیل تنزیل است و مرحوم آخوند می گویند معنا ندارد اصل علمی جایگزین قطع باشند از نظر اثباتی. در امارات لسان اماره تنزیل من قام عنده الاماره مقام العالم بود به خلاف اصول عملیه.

    مرحوم آخوند در حاشیه رسائل بیان خاصی را مطرح کرده اند که تمام متاخرین نسبت به آن بحث کرده اند. ایشان مبنای قدیمش همینی است که در حاشیه رسائل گفته اند. ایشان فرموده است امارات جایگزین قطع موضوعی هم می شوند.

    مرحوم آخوند در کفایه فرموده است که امارات به دلیل اعتبارشان جایگزین قطع موضوعی نمی شوند چون تنزیل امارات منزله قطع موضوعی نیاز به دو تنزیل دارد یکی تنزیل مودی منزله واقع و دیگری تنزیل قطع به مودی منزله قطع به واقع و لذا ایشان در کفایه فرموده است تنزیل اماره منزله قطع طریقی یعنی قطع باید به عنوان آلت و طریق مورد لحاظ باشد و مودی و مورد اماراه را جایگزین قطع نمی کند بلکه جایگزین واقع می کند. و اگر بخواهد جایگزین قطع موضوعی کند باید قطع را لحاظ استقلالی کند. و نمی شود هر دو لحاظ را در یک دلیل بیان کرد.

    ایشان قبلا در حاشیه رسائل فرموده است که دلیل اماره دو دلیل است که هر کدام ناظر به یک تنزیل است. دلیل اماره ناظر به مودی است یعنی می گوید خبر ثقه علم است یعنی خبر ثقه مثل واقعیت است و اگر بر خمریت چیزی اقامه شد یعنی خمر واقعی آنجا هست. این یک جعل است و اگر همین مقدار بود اماره فقط جایگزین قطع طریقی محض بود. اما بعید نیست اما این دلیل دال بر اعتبار اماره به لحاظ مودی و قطع طریقی یک دلالت التزامی دیگری داشته باشد و آن اینکه شارع که گفته است مودی و مضمون خبر واقع است گویا به دلالت التزامی گفته است دال بر این واقعیت هم مانند دال واقع و حقیقت است. یعنی مثل علم وجدانی است. این را به دلالت التزامی می گوید. خبری که می گوید این خمر است یعنی این در حکم خمر واقعی است و خود خبر هم در حکم علم به خمر است. و عرف از آن دلیل حجیت چنین دلالت التزامی هم می فهمد.

    پس در موارد اقامه امارات ما علم داریم و علم به واقع هم داریم. پس باید جایگزین قطع موضوعی هم بشود. درست است که تلازم واقعی بین این دو نیست و تفکیک عقلا معقول است امار عرف چنین تفکیکی قائل نیست.

    و این بیان اختصاصی به امارات ندارد و در اصول عملیه هم جاری است.

    اما مرحوم آخوند در کفایه از این استدلال دست برداشته اند. ایشان می گویند اگر بخواهد امارات جایگزین قطع موضوعی بشود با فرض اینکه اثر مترتب بر مرکب است باید اجزای مرکب در عرض واحد اثبات شود در حالی که شما با این دلیل در طول هم اثبات می کنید.

    آنچه مضمون دلیل اماره است جعل مودی است و در طول این علم جایگزینی با قطع موضوعی را لحاظ می کنید. به خمر تعبدی علم داریم. نه اینکه علم تعبدی دارم. این علم به واقع تعبدی اگر بخواهد جایگزین علم به واقع حقیقی هم بشود یعنی در عرض آن اثبات شود در حالی که دلیل اقتضا می کند در طول هم باشند.

    دلیل گفته است اگر یقین به خمر واقعی دارید و آنچه به وسیله دلیل حجیت اثبات شد این است که علم واقعی به خمر تعبدی هست. و نهایت چیزی که از دست شارع من حیث هو الشارع این است که علم به واقع تعبدی را جایگزین علم به واقع خارجی کند. اینجا شارع با ورود علم حقیقی درست کرده است اما علم حقیقی به واقعیت تعبدی و بیش از این مقدور شارع نیست.

    چاپ

     نقل مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است