اطلاعیه
درس خارج اصول (ساعت ۸) و فقه (ساعت ۹) به صورت مجازی است و در آدرس http://www.qaeninajafi.ir/vclass در دسترس است.
  • نشست علمی مقاصد شریعت، علل و حکم

    در اولین نشست از سلسله گفتگوهای فلسفه فقه و فقه مضاف که به همت انجمن فقه و حقوق اسلامی حوزه علمیه و با عنوان «مقاصد شریعت،‌ علل و حکم» برگزار شد حضرت استاد قائنی دام ظله مباحثی را در رابطه با علل و حکم و نسبت آنها و مقاصد شریعت بیان فرمودند. از نظر ایشان علل و حکم نقش بسیار مهمی در استنباط احکام خصوصا مسائل مستحدثه دارند که متاسفانه جای آن در اصول فقه خالی است. حضرت استاد قائنی دام ظله معتقدند بزنگاه مباحث علت و حکمت، فهم و تشخیص علت است که نیازمند ضوابط روشن و واضح است تا بتوان بر اساس آنها علل را تشخیص داده و نظرات را قضاوت کرد. هم چنین ایشان معتقد است علت بعد از تخصیص قابل تمسک است همان طور که عام بعد از تخصیص قابل تمسک است و تخصیص علت باعث تغییر در ظهور علت در عموم و یا تبدیل آن به حکمت نمی‌شود. علاوه که حکمت نیز خالی از فایده نیست و می‌تواند در استنباط احکام مورد استفاده قرار گیرد. آنچه در ادامه می‌آید مشروح این جلسه است.

    ادامه مطلب

  • تفریح همیشه مصداق لهو و لعب نیست

    شبکه اجتهاد: تفریح در جوامع مذهبی، معمولاً به‌عنوان امری مذموم شمرده می‌شود. بسیاری از متدینان، تفریح را مصداق لهو، لعب و یا لغو می‌دانند. این مطلب را با حجت‌الاسلام محمد قائینی، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم در میان گذاشتیم. او معتقد است لغو به‌کلی حرام نیست و لهو و لعب نیز تنها در بعضی مصادیق، مشمول ادله حرمت می‌باشند؛ بنابراین نمی‌توان تفریح را همواره مصداق این عناوین دانسته و به این بهانه، حکم به مذموم بودن آن داد.  قائینی همچنین معتقد است  رواج شادی در میان مردم وظیفه فقه نیست و متخصصان امر و افراد کارشناس‌، باید مصادیق و موارد تطبیق شادی در جامعه را تبیین کنند. آنچه در اسلام اهمیت دارد، رفع مشکلات و ایجاد دل‌خوشی و شادمانی قلبی در جامعه است.

    ادامه مطلب

  • فقهی که به تمام مسائل اجتماع پاسخ بگوید، فقه تمدنی است.

    شبکه اجتهاد: اشکال مهمی که در باب فقه تمدن ساز، مطرح است، این است که آیا فقهی که تمام هم‌وغم خود را بر تنجیز و تعذیر گذاشته است، می‌تواند جامعه مسلمانان را به‌سوی تمدن و پیشرفت که از امور واقعی و غیرتعبدی هستند، برساند یا نه. آیۀ‌الله محمد قائینی، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، از مدافعان فقه سنتی است. به باور وی، همین فقه موجود با همین رویکرد تنجیزی، تمدن پیشین مسلمانان را ساخته و بعدازاین هم خواهد ساخت.

    ادامه مطلب

  • نشست علمی اختصاص الجزئیة و الشرطیة بغیر القاصر و المضطر

    به گزارش خبرگزاری «حوزه» نخستین کرسی نظریه پردازی حوزه از سوی انجمن اصول فقه حوزه علمیه قم با موضوع: «اختصاص الجزئیه و الشرطیه بغیر القاصر و المضطر» با مجوز کمیسیون کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره حوزوی در سالن اجتماعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی  قم برگزار شد.

    بر اساس این گزارش، حجت الاسلام والمسلمین محمد قائینی به عنوان ارائه کننده نظریه به توضیحی پیرامون آن پرداخته و از آن دفاع کرد.

    ادامه مطلب

  • نشست علمی سقط جنین از منظر فقه و حقوق با رویکرد به مسائل نوظهور

     نشست تخصصی سقط جنین از منظر فقه و حقوق با رویکرد به مسائل نوظهور با حضور صاحب نظران و کارشناسان در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) قم برگزار شد.

     در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قائینی مدرس خارج فقه حوزه علمیه با اشاره به دیدگاه فقه درباره سقط جنین گفت: آیت‌الله سیستانی در پاسخ به این سؤال که آیا سقط جنین 40 روزه دیه دارد، گفته است انداختن حمل پس از انعقاد نطفه، جایز نیست و دیه و کفاره (دو ماه روزه متوالی) دارد، مگر اینکه باقی ماندن حمل برای مادر ضرر جانی داشته باشد، یا مستلزم حرج شدیدی باشد که معمولاً تحمل نمی‌شود، که در این صورت قبل از دمیدن روح، اسقاط آن جایز است و بعد از آن مطلقاً جایز نیست.

    ادامه مطلب

    آخرین دروس

    اصول سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹

    تعبدی و توصلی (ج۴۳-۵-۹-۱۳۹۹)

    چون به صورت مکرر سوال می‌شود باید نکته‌ای را در مورد مباحث سابق بیان کنیم. گفتیم اطلاق به دو ملاک قابل تصویر است یکی به ملاک عدم تقیید که نتیجه آن شیوع و سریان است و از همین قبیل است اطلاق رقبة و اقتضای نفسی و عینی و تعیینی بودن اطلاق امر است. ملاک دیگر اطلاق عدم اجمال است و نتیجه آن شیوع و سریان نیست. مثل اینکه اطلاق امر بر وجوب حمل می‌شود. چرا که هم وجوب و هم استحباب هر دو مقیدند اما چون وجوب متعین است، همین تعینش هر چند منشأ ظهور نیست اما بر…
    فقه سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹

    علم قاضی (ج۴۳-۵-۹-۱۳۹۹)

    برای تفصیل بین عدم اعتبار علم قاضی در حقوق الهی و اعتبارش در حقوق الناس دو استدلال بیان کردیم. یکی بنای حدود بر تسامح بود و دیگری قاعده «درأ». از دلیل اول جواب دادیم اما جواب دلیل دوم را فراموش کردیم. دلیل دوم هم ناتمام است چون اولا چنین قاعده‌ای نداریم هر چند در کلمات مشهور است و مرحوم آقای خویی هم به این مطلب تصریح دارند. ثانیا بر فرض که چنین قاعده‌ای باشد موضوع آن وجود شبهه است و اگر ما بر حجیت علم قاضی دلیل داشته باشیم، شبهه‌ای وجود ندارد تا…
    مسائل پزشکی

    اعتبار آزمایش‌های پزشکی (ج۵۹-۵-۹-۱۳۹۹)

    حاصل آنچه تا الان گفتیم این بود که خبر آزمایشگاه که مبتنی بر مقدمات حسی باشد نه فقط به ملاک حجیت بینه و بر اساس شرایط آن مثل تعدد بلکه به ملاک حجیت خبر واحد در موضوعات هم معتبر است. گفتیم قصوری در اطلاق ادله حجیت خبر نسبت به موضوعات و مصادیق جدید اخبار حسی وجود ندارد و به برخی امور که ممکن بود توهم شود مانع حجیت این اطلاق هستند اشاره کردیم و پاسخ دادیم. از جمله موانع این بود که التزام به حجیت خبر واحد در موضوعات به لغویت ادله حجیت بینه منجر…
    فقه سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹

    علم قاضی (ج۴۲-۴-۹-۱۳۹۹)

    دلیل دوم و سوم برای عدم اعتبار علم قاضی را بیان کردیم. دلیل دوم استدلال به برخی روایات بود که ادله اثباتی در باب قضاء را در بینه و قسم حصر کرده‌اند و مقتضای حصر خروج علم قاضی از ادله اثباتی باب قضاء و عدم اعتبار آن است. دلیل سوم هم سکوت همه روایات از ذکر علم قاضی و شرایط و حدود آن است که دلالت قطعی بر عدم اعتبار علم قاضی دارد و اگر علم قاضی هم جزو ادله اثبات در باب قضاء بود باید حداقل در برخی روایات به آن و حدود و شرایط آن اشاره می‌شد. به نظر ما…

    جلسه صد و بیست و ششم ۳ اردیبهشت ۱۳۹۹

    استعمال لفظ در معنای متعدد

    ما گفتیم قول به امتناع استعمال لفظ در اکثر از معنای واحد، صحیح نیست و گفتیم بحث آن طور که در کلام مرحوم آخوند مطرح شده است بحث بی‌ثمری است و طرح بحث آن طور که در کلام شیخ طوسی و چه بسا سید مرتضی مذکور است باید طرح و بررسی شود و آن اینکه آیا لفظ مشترک اگر بدون قرینه استعمال شود در اراده همه معانی ظاهر است؟ همان طور که لفظ مطلق در اراده اطلاق از حیث احوال و عوارض معنای واحد ظاهر است، آیا لفظ مشترک هم در اراده همه معانی ظهور دارد؟ و البته این بحث بر امکان استعمال لفظ در اکثر از معنا متوقف است.

    ما برهان مرحوم آخوند در ادعای امتناع استعمال لفظ در اکثر از معنا را رد کردیم و در حال بررسی ادله و وجوه اثبات استعمال لفظ در معنای متعدد بودیم.

    اولین وجه صحت تثنیه و جمع در اعلام بود. گفتیم ظاهر تثنیه و جمع استعمال در معنای متعدد است و تاویل مرحوم آخوند بسیار بعید و خلاف وجدان و ارتکاز عرفی است. برخی برای اثبات صحت کلام آخوند و اینکه منظور از «زیدان» مسمای به زید است گفته‌اند اگر مراد از «زیدان» همان اشخاص باشد چون علم معرفه است نباید مدخول الف و لام قرار بگیرد در حالی که استعمال تثنیه و جمع مثل «زید» بدون الف و لام معهود نیست و این نشانه این است که معنای «زیدان» اشخاص نیست بلکه همان مفهوم مسمای به زید است که یک معنای مبهم و نکره است.

    به نظر ما این بیان هم تمام نیست و همان طور که گفتیم تشخیص و وجدان استعمالی در موارد تثنیه و جمع اعلام همان اشخاص است و دخول الف و لام بر اعلام در کلام عرب بسیار شایع است. کلماتی مثل «الحسن»، «الحسین»، «النجف»، «المدینة» و ... و این الف و لام زینت است نه تعریف. علاوه که استعمال تثنیه و جمع اعلام بدون «الف و لام» هم محذوری ندارد و نتیجه عدم استعمال در لسان عرب (اگر بپذیریم) نهایتا عدم اثبات وضع است نه امتناع استعمال.

    دلیل دوم ما دلالت لفظ بر لوازم بین بود به همان تفصیلی که گذشت.

    دلیل سوم وقوع استعمال لفظ در متعدد در استعمالات عرفی است. همان طور که مستفاد از نصوص این است که الفاظ قرآن در معانی متعدد استعمال شده‌اند. مرحوم آخوند از روایات بطون قرآن جواب داده‌اند که منظور از بطن، معانی مقارن است. اما استدلال ما به آن روایات نیست، چون معلوم نیست منظور از بطون متعدد در آن روایات، معانی متعدد باشد چرا که در مراد از بطن احتمالات متعددی است و البته احتمال مطرح در کلام مرحوم آخوند (معانی مقارن) اصلا محتمل نیست چون بطن آیه شریفه محسوب نمی‌شود، اما احتمال دارد منظور از بطن، لوازم غیر بین باشد یا مراد از  بطون، تاویل باشد یعنی قرآن قابلیت تاویل دارد و در خود تاویل هم احتمالاتی وجود دارد.

    مثلا در روایت منقول است:

    حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ ظَهْرِ الْقُرْآنِ وَ بَطْنِهِ فَقَالَ ظَهْرُهُ الَّذِينَ نَزَلَ فِيهِمُ الْقُرْآنُ وَ بَطْنُهُ الَّذِينَ عَمِلُوا بِمِثْلِ أَعْمَالِهِمْ يَجْرِي فِيهِمْ مَا نَزَلَ‏ فِي‏ أُولَئِك‏ (معانی الاخبار، صفحه ۲۵۹)

    یا در روایت دیگری منقول است:

    حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَايَةِ مَا مِنَ الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ‏ تَنْزِيلُهُ‏ وَ بَطْنُهُ تَأْوِيلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ يَكُنْ يَجْرِي كَمَا يَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِيلُ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ يَكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا يَكُونُ عَلَى الْأَحْيَاءِ قَالَ اللَّهُ‏ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏ نَحْنُ نَعْلَمُهُ.  (بصائر الدرجات، جلد ۱، صفحه ۱۹۶)

    بنابراین دلیل ما در استعمال الفاظ قرآن در معانی متعدد، روایات اشتمال قرآن بر بطن نیست بلکه روایات و شواهد متعدد دیگری وجود دارد که ما به یکی از آنها اشاره می‌کنیم.

    آیه شریفه «فَصَلِ‏ لِرَبِّكَ‏ وَ انْحَر» در برخی روایات به همان عقیقه تفسیر شده است و در برخی روایات دیگر به رفع دو دست تا محاذات گوش‌ها در هنگام تکبیر و در برخی روایات دیگر به اعتدال در قیام به اقامه صلب تفسیر شده است. آیا این غیر از استعمال لفظ در معنای متعدد است؟ بین این معانی چه تناسبی یا معنای مشترکی وجود دارد که لفظ در آن استعمال شده باشد نه در متعدد؟

    و این علاوه بر استعمالات رایج عرفی و وقوع آن در متون ادبی و اشعار است. استعمال لفظ در اکثر از معنا در ادبیات وجود دارد همان طور که مثل کنایه و توریه و ایهام وجود دارد. این صناعات ادبی، مناسبات مشترک ادبی دارند. مثلا کنایه استعمال لفظ است در مفهومی به داعی تفهیم معنای دیگر مثل «زید کثیر الرماد» که در همان کثرت خاکستر استعمال شده است اما به داعی بیان جود زید. یا ایهام استعمال لفظ است در معنایی که به معنای دیگری ایهام دارد اما آن معنای دیگر مقصود متکلم و منظور به تفهیم نیست. توریه استعمال لفظ است در معنایی که مخاطب از آن معنای دیگری می‌فهمد و منظور متکلم این است که مخاطب همان معنای دیگر را بفهمد.

    اشعاری که در آنها لفظ واحد در معنای متعدد استعمال شده است بسیار فراوان است و حتی در برخی از آنها لفظ در عَلَم و فعل استعمال شده است مثل کلمه «یونس» به معنای شخص و معنای مونس.

    «و لست للاقمار مستوحشا لان عندی قمر یونس»

    بین معنای علم شخص و فعل جامعی قابل تصور نیست تا لفظ در آن معنای مشترک استعمال شده باشد.

    ادامه بحث بعد از ماه مبارک رمضان در مساله مشتق خواهد بود.

    امیدواریم خداوند درک برکات ماه مبارک رمضان و روزه این ماه و فضائل آن را نصیب همه ما برگرداند و توفیق استفاده کامل از این ماه را به ما عنایت کند و این بلای عام و فراگیر در عالم را به برکت این ماه از همه مومنین و مسلمین و مردم دفع کند و آنچه تا کنون اتفاق افتاده است مایه عبرت و تنبه و توجه به خداوند متعال و موثر در دفع ظلم قرار دهد.

    چاپ

     نقل مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است