درس خارج فقه و اصول حضرت استاد، با رعایت دستورات بهداشتی به صورت حضوری در مدرس آیت الله تبریزی (رحمة الله علیه) اتاق ۱۱۲ برقرار است.

وجوب تکسب بر معسر (ج۱۲-۱۸-۷-۱۴۰۰)

مساله دیگری که باید بررسی شود وجوب یا عدم وجوب تکسب بر معسر است. صاحب جواهر معتقدند تکسب بر معسر واجب نیست و بلکه این قول به مشهور هم نسبت داده شده است و قول وجوب تکسب به افراد نادری منسوب است. محقق کنی در متن به عدم وجوب تکسب قائلند و در شرح، ده دلیل برای وجوب تکسب اقامه کرده است و همه آنها را رد کرده است که البته برخی از آنها بسیار سست و بی وجه هستند. اما به نظر ما دلالت برخی از آنها بر وجوب تکسب تمام است.

دلیل اول: اطلاقات و عمومات وجوب ادای دین و اداء امانت به صاحبش. حتی در برخی روایات از کسی که از پرداخت دین امتناع می‌کند به سارق تعبیر شده است.

آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» (النساء ۵۸) بر همین مطلب هم دلالت دارد چون اگر چه مدیون مجاز در اتلاف عین است اما به اتلاف مالیت مجاز نیست و مالیت مال در حقیقت امانت نزد او است. در برخی روایات آمده است که شهادت هر گناهی را پاک می‌کند مگر دین و روایات متعدد بسیاری که در کتب روایی مذکور است و ما از ذکر آنها خودداری می‌کنیم.

بنابراین اطلاقات ادله ادای دین تمام است و حتی صاحب جواهر هم آنها را پذیرفته است اما به خاطر تخیل وجود مخصص از آنها رفع ید کرده است. مخصص از نظر ایشان آیه شریفه «وَ إِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ» (البقرة ۲۸۰) است که به نظر ما این آیه هم مقید آن اطلاقات نیست. اگر مفاد آیه این بود که کسی که معسر است را باید تا زمانی که مالک و دارا شود مهلت داد نظر مشهور صحیح بود و این آیه مقید اطلاقات بود و تمکن از تملک کافی نبود. مثل استطاعت که واجدیت در آن مهم است و صرف تمکن از تملک و به دست آوردن برای آن کافی نیست. اما مفاد آیه به قرینه تقابل میسرة با عسرة، این است که فرد را باید تا زمانی که ادای دین میسور باشد مهلت بدهند و کسی که تمکن از کسب دارد و می‌تواند دینش را ادا کند تا زمان کسب و به دست آوردن مال مهلت می‌دهند نه بیشتر. پس وجوب ادای دین به تمکن از ادای دین مشروط است نه به ملکیت و واجدیت. به عبارت دیگر کسی که توانایی کسب دارد و می‌تواند دینش را در مدت مشخص دیگری پرداخت کند ادای دین از همین الان بر او واجب است چون از همین الان او متمکن از ادای دین در آن مدت مشخص است. به عبارت دیگر ادای دین از قبیل واجب معلق است نه وجوب مشروط یعنی وجوب اداء همین الان هست و واجب زمانی است که مال را به دست بیاورد. مفاد آیه شریفه این است که باید به فرد ندار مهلت داد تا زمانی که بتواند دین را پرداخت کند و کسی که می‌تواند کسب کند و مثلا یک ماه دیگر دینش را اداء کند از همین الان ادای دین در یک ماه دیگر بر او واجب است پس میسرة شرط واجب است نه وجوب.

مفاد آیه این است که به کسی که ندار است باید تا زمانی که پرداخت دین برای او میسور باشد مهلت داد و برای کسی که تمکن از کسب دارد، پرداخت دین در آن مدت مشخص میسور و ممکن است پس همین الان بر او ادای دین واجب است و فقط تا زمان میسرة به او مهلت داده می‌شود. کسی که تمکن از کسب دارد، حقیقتا همین الان متمکن از پرداخت دین بعد از آن مدت است پس همین الان ادای دین بر او واجب است.

در نتیجه مقتضای اطلاقات وجوب ادای دین است و این وجوب هم مشروط نیست. البته منظور ما وجوب شرعی تکسب نیست بلکه منظور این است که فردی که متمکن از کسب است مکلف به ادای دین است و لازم است برای آن تکسب کند.

برچسب ها: معسر, اعسار, وجوب تکسب بر معسر

چاپ

 نقل مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است