بسم الله العزیز الباقي
شهادت قائد اعلای امت حضرت آیت الله آقای سید علی حسینی خامنه‌ای که همچون جد بزرگوارش سید الشهداء سلام الله علیه به دست ناپاکان اتفاق افتاد گرچه ثلمه‌ای عظیمه است ولی گویا اراده حق این گونه است که مرگ بزرگان هم بالاتر از زندگی ایشان در خدمت کلمة الله و حیات دین قرار گرفته همان گونه در طول تاریخ، مرگ و به خصوص شهادت بزرگان گواه این مطلب است.
از طرفی دیگر هیچگاه فقد اولیای امر منشأ تردید مومنان از پیروی طریقت حق نبوده چرا که حق قائم به حیات اشخاص نیست و تا حق تعالی باقی است پایدار می‌ماند «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‌ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‌ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئا»
این مصیبت عظمی را به پیشگاه ولی عصر امام زمان عجل الله فرجه الشریف و ملت اسلام و مومنین و ایران عزیز تسلیت گفته برای آن عزیز علو درجات و برای امت اسلام و ایران دوام عزت و نصرت الهی را خواستارم.
همچنین شهادت عده ای از مسئولان و مردم عزیز و به خصوص کودکان بیگناه را به دست ظالمان آمریکا و اسرائیل به ملت ایران و عزیزان ایشان تسلیت گفته و جبران این مصیبت‌ها را از درگاه احدیت خواهانم.
عبده محمد بن محمد الحسین القائنی
۱۱ ماه رمضان ۱۴۴۷

دیه کامل انسان (ج۲-۲۶-۶-۱۴۰۴)

بحث در مقدار دیه کامل انسان مسلمان است. معروف بین فقهاء این است که در موارد ثبوت دیه (قتل غیر عمدی و برخی از موارد قتل عمد مثل قتل فرزند توسط پدر و ...) جانی بین خصال شش گانه (شتر، گاو، گوسفند، دینار، درهم، حله) مخیر است.
اصل تخییر بین خصال محل اختلاف نیست. آنچه محل بحث است این است که آیا این خصال هر کدام عدل هم عرض در دیه هستند مثل واجب تخییری یا اینکه یکی از آنها اصل است و باقی بر اساس برابری قیمت محاسبه می‌شوند. دقت کنید که اصل بودن دو معنا دارد یکی اینکه اگر غیر آن پرداخت شود مجزی نیست که در اینجا این منظور نیست و دیگری اینکه منظور این است که معیار محاسبه این است و باقی امور بر اساس برابری قیمت با آن باید پرداخت شوند که منظور اینجا همین است. البته شخص نمی‌تواند هر چه خواست را بدهد اما از هر آنچه در متعارف آنجا می‌تواند پول یا معیار در معاملات قرار بگیرد می‌تواند بپردازد. پس اگر هر کدام از آنها اصل باشد یعنی جانی هر کدام را که بخواهد می‌تواند بپردازد حتی اگر قیمت آن از باقی کمتر باشد اما اگر یکی از آنها اصل باشد جانی چنانچه بخواهد از خصال دیگر بپردازد باید برابری با قیمت آنچه اصل است را رعایت کند.
البته در قبل توضیح داده‌ایم که مشهور معتقدند در جنایت عمدی قصاص متعین است و غیر آن فقط بر اساس مصالحه ممکن است لذا ولی دم نمی‌تواند جانی را به دیه الزام کند ولی از نظر ما حتی در جنایت عمدی هم ولی دم بین قصاص و اخذ دیه مخیر است و لذا در این فرض هم چنانچه خصال در عرض هم باشند انتخاب با جانی است و حق ولی دم به جامع تعلق می‌گیرد.
در مباحث گذشته گفتیم به نظر ما هزار دینار اصل است و باقی امور بر اساس برابری قیمت دیه محسوب می‌شوند.
ما در سال گذشته روایات را دسته بندی کردیم و بر آن اساس روایات را مطرح کردیم و سپس بین آنها جمع کردیم.
امسال دسته بندی جدیدی برای روایات ارائه می‌کنیم:
دسته اول: روایات دال بر تخییر بین خصال ششگانه یا پنجگانه یا چهارگانه مثل:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ دِيَةُ الْخَطَإِ إِذَا لَمْ يُرِدِ الرَّجُلَ مِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ أَوْ عَشَرَةُ آلَافٍ مِنَ الْوَرِقِ أَوْ أَلْفٌ مِنَ الشَّاةِ وَ قَالَ دِيَةُ الْمُغَلَّظَةِ الَّتِي تُشْبِهُ الْعَمْدَ وَ لَيْسَ بِعَمْدٍ أَفْضَلُ مِنْ دِيَةِ الْخَطَإِ بِأَسْنَانِ الْإِبِلِ ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ حِقَّةً وَ ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ جَذَعَةً وَ أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ ثَنِيَّةً كُلُّهَا طَرُوقَةُ الْفَحْلِ- قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الدِّيَةِ فَقَالَ دِيَةُ الْمُسْلِمِ عَشَرَةُ آلَافٍ مِنَ الْفِضَّةِ أَوْ أَلْفُ مِثْقَالٍ مِنَ الذَّهَبِ أَوْ أَلْفٌ مِنَ الشَّاةِ عَلَى أَسْنَانِهَا أَثْلَاثاً وَ مِنَ الْإِبِلِ مِائَةٌ عَلَى أَسْنَانِهَا وَ مِنَ‏ الْبَقَرِ مِائَتَانِ‏. (الکافی، ج ۷، ص ۲۸۱)
عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِي قَتْلِ الْخَطَإِ مِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ أَوْ أَلْفٌ مِنَ الْغَنَمِ أَوْ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ أَوْ أَلْفُ دِينَار ... (تهذیب الاحکام، ج ۱۰، ص ۱۵۸)
شیخ این روایت را به سند دیگری هم نقل کرده است:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ... ِ وَ الْخَطَإِ مِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ أَوْ أَلْفٌ مِنَ الْغَنَمِ أَوْ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ أَوْ أَلْفُ‏ دِينَار ... (تهذیب الاحکام، ج ۱۰، ص ۲۴۷)
دسته دوم: روایات دال بر تخییر بین خصال سه گانه مثل:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَإِنَّهُ يُقَادُ بِهِ إِلَّا أَنْ يَرْضَى أَوْلِيَاءُ الْمَقْتُولِ أَنْ يَقْبَلُوا الدِّيَةَ أَوْ يَتَرَاضَوْا بِأَكْثَرَ مِنَ الدِّيَةِ أَوْ أَقَلَّ مِنَ الدِّيَةِ فَإِنْ فَعَلُوا ذَلِكَ بَيْنَهُمْ جَازَ وَ إِنْ تَرَاجَعُوا أُقِيدُوا وَ قَالَ الدِّيَةُ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ أَوْ أَلْفُ‏ دِينَارٍ أَوْ مِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ. (الکافی، ج ۷،‌ ص ۲۸۲)
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيد عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً قِيدَ مِنْهُ إِلَّا أَنْ يَرْضَى أَوْلِيَاءُ الْمَقْتُولِ أَنْ يَقْبَلُوا الدِّيَةَ فَإِنْ رَضُوا بِالدِّيَةِ وَ أَحَبَّ ذَلِكَ الْقَاتِلُ فَالدِّيَةُ اثْنَا عَشَرَ أَلْفاً أَوْ أَلْفُ‏ دِينَارٍ أَوْ مِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ إِنْ كَانَ فِي أَرْضٍ فِيهَا الدَّنَانِيرُ فَأَلْفُ دِينَارٍ وَ إِنْ كَانَ فِي أَرْضٍ فِيهَا الْإِبِلُ فَمِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ إِنْ كَانَ فِي أَرْضٍ فِيهَا الدَّرَاهِمُ فَدَرَاهِمُ بِحِسَابِ اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفاً. (تهذیب الاحکام، ج ۱۰، ص ۱۵۹)
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ وَ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِم‏ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الدِّيَةُ أَلْفُ دِينَارٍ أَوِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ دِرْهَمٍ أَوْ مِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ قَالَ إِذَا ضَرَبْتَ الرَّجُلَ بِحَدِيدَةٍ فَذَلِكَ الْعَمْدُ. (تهذیب الاحکام، ج ۱۰، ص ۱۶۰)
دسته سوم روایاتی که دلالت می‌کنند اصل در دیه هزار دینار یا ده هزار درهم است و اگر هم سایر اجناس داده شود باید بر اساس قیمت هزار دینار باشد. مثل:
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيد عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ ابْنَ أَبِي لَيْلَى يَقُولُ‏ كَانَتِ الدِّيَةُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ مِائَةً مِنَ الْإِبِلِ فَأَقَرَّهَا رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ إِنَّهُ فَرَضَ عَلَى أَهْلِ الْبَقَرِ مِائَتَيْ بَقَرَةٍ وَ فَرَضَ عَلَى أَهْلِ الشَّاةِ أَلْفَ شَاةٍ وَ عَلَى أَهْلِ الْيَمَنِ الْحُلَلَ مِائَةَ حُلَّةٍ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّا روی ابْنِ أَبِي لَيْلَى فَقَالَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ الدِّيَةُ أَلْفُ دِينَارٍ وَ قِيمَةُ الدَّنَانِيرِ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ عَلَى أَهْلِ الذَّهَبِ أَلْفُ دِينَارٍ وَ عَلَى أَهْلِ الْوَرِقِ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ لِأَهْلِ الْأَمْصَارِ وَ لِأَهْلِ الْبَوَادِي الدِّيَةُ مِائَةٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ لِأَهْلِ السَّوَادِ مِائَتَا بَقَرَةٍ أَوْ أَلْفُ شَاةٍ. (تهذیب الاحکام، ج ۱۰، ص ۱۶۰)
صدر روایت که بر تخییر بین خصال دلالت دارد معتبر نیست چون قول ابن ابی لیلی است و ارزشی ندارد و بلکه از ذیل روایت استفاده می‌شود که اسناد این مطلب به پیامبر کذب است. (هر چند مرحوم مجلسی اول فرموده امام علیه السلام گفته ابن ابی لیلی را تایید کرده است! اما همان طور که علامه مجلسی فرموده روایت ظاهر در این است که اصل در دیه دینار است.)
مفاد این روایت این است که امیر المومنین علیه السلام فرموده است دیه هزار دینار است و غیر از آن اگر قرار است چیزی داده بشود باید به قیمت هزار دینار باشد که در آن زمان قیمت هزار دینار ده هزار درهم یا صد شتر یا دویست گاو یا هزار گوسفند است.
روایت را با کمی تغییر مرحوم کلینی (الکافی، ج ۷،‌ ص ۲۸۰) و صدوق (من لایحضره الفقیه، ج ۴،‌ ص ۱۰۷) هم نقل کرد‌ه‌اند.

 

 نقل مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است