ماهیت و حقیقت عقد (ج۴-۱۸-۶-۱۴۰۴)
بحث در حقیقت عقد و مقومات آن است. گفتیم بعید نیست عقد متقوم به حداقل دو طرف باشد و لذا تعهدات یک طرفه، مثل وعده عقد محسوب نمیشوند.
بحث بعدی این بود که آیا مواردی که منشأ اذن و اجازه است عقد محسوب میشوند؟
گفتیم روشن شدن این بحث در گروه قوام عقد به ایجاب و قبول و فهم معنای ایجاب و قبول است.
تذکر این نکته لازم است که در کلمات مرحوم آقای خویی نوعی اضطراب در این بحث به نظر میرسد. ایشان مکررا میفرمود عقد ربط التزام به التزام است و از طرف دیگر عقود اذنی مثل وکالت و عاریه را در ضمن عقود ذکر کرده است و لذا برخی از معاصرین به ایشان اشکال کرده که تعریف عقد به ربط التزام به التزام، با هبه و وکالت و عاریه نقض میشود.
مرحوم آقای خویی در کتاب مضاربه در مقام اینکه مضاربه عقد جایز است مطلبی فرموده که از آن استفاده میشود که مضاربه در عین اینکه عقد است و جزو عقود اذنی است لذا جواز آن علی القاعدة است چون مشمول ادله وجوب وفاء به عقد نیست چون منظور از عقد در مثل «اوفوا بالعقود» عقدی است که در آن التزام وجود داشته باشد و مضاربه چیزی نیست جز اینکه که مالک راضی است که عامل با سرمایه او تجارت کند. پس مضاربه با اینکه عقد است و جزو عقود اذنی است با این حال مشمول دلیل وجوب وفاء نیست چون در آن التزام وجود ندارد و ادله وجوب وفای به عقد فقط شامل عقودی است که در آنها التزام وجود داشته باشد.
البته این کلام ایشان در مضاربه عجیب است، وجود التزام در مضاربه روشن است. چه التزامی بالاتر از اینکه مالک ملتزم است به چشم پوشی از بخشی از سود مالش؟ طرف مقابل هم ملتزم است به کار و عمل.
بنابراین کلمات مرحوم آقای خویی مضطرب است ولی در کلام ایشان قرائنی وجود دارد که ایشان عقود اذنی را هم عقد میداند و جمع بین کلمات ایشان به این است که منظور ایشان از تعریف عقد به ربط التزام به التزام، عقودی است که مشمول ادله وجوب وفای به عقد است.
مقام سوم تقوم عقد به ایجاب و قبول است. برای فهم این مساله باید معنای ایجاب و قبول فهمیده شود تا مشخص شود ایجاب در ایقاعات با ایجاب در عقود متفاوت است. ایجاب در ایقاع، انشاء هست اما با ایجاب در عقد متفاوت است.
ایجاب یعنی انشاء چیزی معلق بر پذیرش طرف دیگر و این ایجاب در ایقاع وجود ندارد. طلبکاری که ذمه بدهکارش را ابراء میکند، برائت ذمه را انشاء میکند بدون اینکه معلق بر پذیرش طرف مقابل باشد.
نتیجه این است که در این موارد حتی اگر قبول هم به آن ضمیمه شود، عقد نخواهد بود. طلاق ایقاع است یعنی انشاء چیزی است که منشأ برای خود سلطه بر انشاء آن قائل است و منشأ معلق بر پذیرش طرف مقابل نیست. بر خلاف بیع که ایجاب آن انشاء تملیک معلق بر انشاء تملیک ثمن از طرف مقابل است.
در عقود در خود انشاء آن و ایجابش استدعای پذیرش طرف مقابل مفروض است و خود موجب هم قبول دارد اگر طرف مقابل قبول نکند اصلا چیزی انشاء نشده است. در مثل بیع اگر طرق مقابل قبول نکند اصلا بیع انشاء نشده است. خود انشاء بیع مستبطن این است که اگر طرف مقابل قبول کند فروختم نه اینکه انشاء کند فروش مال را حتی اگر طرف مقابل هم قبول نکند.
پس ایجاب صرف انشاء نیست بلکه انشاء معلق بر پذیرش طرف دیگر است. و شاید در تعریف عقد به ربط التزام به التزام این مطلب مفروض باشد که خود این گره خوردگی دو التزام به یکدیگر هم جزو منشأ است.
لذا انشاء اذن در تصرف در مال، ایجاب نیست چون منشأ خودش را سلطان در اجازه در تصرف در مالش میداند و این طور نیست که امری را معلق بر پذیرش طرف مقابل انشاء کند بلکه حتی اگر طرف مقابل رد هم بکند با این حال او به تصرف در مالش اجازه داده است.
پس قبول هم در عقود صرف ابراز رضایت نیست.
از این مطلب روشن میشود که در مواردی که منشأ صرف اذن و اجازه است، عقد نیست پس اموری مثل وکالت (که در آن تعهد و التزام وجود ندارد)، عاریه و ... عقد نیست.
دقت کنید که صرف تعهد و التزام هم عقد نیست و لذا ابراء با اینکه انشاء التزام است عقد نیست بلکه عقد التزامی است که معلق بر التزام طرف مقابل است.
بله در جایی که طرفین وکالت تعهدی را انشاء کنند (مثل وکالت در طلاق در ضمن عقد نکاح) عقد است یعنی مرد طلبکاری زن را انشاء میکند و زن هم طلبکاری خودش را انشاء میکند.
با آنچه گفتیم روشن میشود که هبه نیز عقد است چون در هبه هم انشاء ملکیت از طرف واهب، بر پذیرش طرف مقابل معلق است.
و لذا نقض بعضی از معاصرین به تعریف مرحوم آقای خویی از عقد (ربط التزام به التزام) به بیان ما وارد نیست.
عقد متقوم به ایجاب و قبول است و ایجاب یعنی انشاء چیزی که به حسب معنای انشاء شده از طرف منشأ، مستبطن و مستدعی پذیرش طرف مقابل است و قبول هم صرف رضایت نیست بلکه پذیرش همان چیزی است که ایجاب شده است که اگر این قبول نباشد آن ایجاب هم معنا ندارد و چیزی انشاء نشده است.
با این بیان ماهیت عقد روشن میشود و روشن میشود آنچه در کلمات علماء به عقود اذنی معروف است اصلا عقد نیستند اما هبه عقد است.
