حقیقت انشاء (ج۶۸-۲۹-۹-۱۴۰۴)
گفتیم حقیقت معاملات (بیع و غیر بیع) متقوم به انشاء است. اصل دخالت انشاء در معاملات مورد تردید نیست و بحث در این است که آیا انشاء شرطی دارد یا نه؟ در بحث معاطات گفتیم انشاء لازم نیست با لفظ باشد.
گفتیم قبل از اشاره به شروط انشاء باید در مورد حقیقت انشاء بحث کنیم هر چند جایگاه این بحث در علم اصول است. گفتیم مشهور معتقدند انشاء ایجاد معنا ست در مقابل اِخبار که حکایت معنا ست. البته بین انشاء و اِخبار یک جهت جامع وجود دارد که همان ذات معنا ست. مثلا بیع یک مفهومی دارد در مقابل اجاره و خوردن و آشامیدن و ... که همان تملیک در مقابل عوض است و این معنا هم در اِخبار وجود دارد و هم در انشاء. ولی تفاوت آنها این است که در اِخبار بیان این معنا به جهت حکایت از تحقق آن (سابقا یا لاحقا) است اما در انشاء بیان این معنا به جهت این است که آن را با همین لفظ ایجاد میکند.
مرحوم آخوند در مقابل مشهور معتقد است «بیع» مثلا یک معنا بیشتر ندارد و حیث حکایت یا ایجاد خارج از معنا ست به این معنا که جزء معنا نیستند. همان طور که امر به معنای انشاء طلب است و دواعی (طلب و بعث، تهدید، تعجیز و ...) جزء معنا نیست اما با این حال امر وضع شده است برای انشاء طلب به داعی بعث و طلب حقیقی. در مثل بیع هم همین طور است انشاء یعنی بیان معنا ست به داعی ایجاد آن در مقابل اِخبار که به بیان معنا ست به داعی حکایت. تفصیل این بحث در اصول گذشته است و اینکه چطور چیزی داخل در معنا نباشد اما داخل در وضع باشد به نحوی که استعمال لفظ در غیر آن مجاز یا غلط باشد.
پس از نظر ایشان معنای مستعمل فیه در اِخبار و انشاء متفاوت نیست اما وضع متفاوت دارند.
در مقابل مرحوم آقای خویی فرمودند انشاء اصلا ایجاد معنا نیست بلکه ابراز ما فی النفس است چون منظور ایجاد تکوینی نیست و اعتبار هم قائم به نفس است و به مبرز نیاز ندارد.
محقق عراقی نظر دیگری در مقابل مشهور و مرحوم آخوند و مرحوم آقای خویی بیان کردهاند. ایشان معتقد است انشاء و اِخبار در معنا تفاوتی ندارند و معنای هر دو حکایت است و تنها تفاوت این است که در اِخبار حکایت از تحقق با قطع نظر از این لفظ است اما در انشاء حکایت از تحقق با خود این لفظ است. پس لفظ در حکایت از ما یوجد بهذا القول استعمال شده است.
ایشان فرموده بعید است لفظ واحد دو معنای مختلف داشته باشد مثلا «بعت» هم معنای حکایت داشته باشد و هم معنای ایجاد. پس ایشان قبول دارد که انشاء ایجاد است اما لفظی که وجود را محقق میکند برای حکایت از تحقق آن وضع شده است و در آن معنا استعمال میشود.
به عبارت دیگر ایشان قبول دارد اِخبار حکایت است و انشاء ایجاد است اما لفظی که با آن ایجاد میشود برای ایجاد وضع نشده است. این کلام ایشان در صیغ مشترک است. این کلام با نظر مشهور در اینکه انشاء ایجاد است تفاوتی ندارد و یک بحث لغوی است که موضوع له این الفاظ حکایت است و در موارد اِخبار از تحقق شیء با قطع نظر از این کلام است و در موارد اشاء اِخبار از تحقق شیء با خود این کلام است. پس انشاء اِخبار به داعی ایجاد با همین قول است. (نهایة الافکار، ج ۱، ص ۵۸)
به نظر ما در این کلام محقق عراقی اشکال ثبوتی ندارد و کاملا معقول است.
