امتثال اجمالی (ج۱۲۹-۲-۳-۱۴۰۵)
بحث در کفایت امتثال اجمالی با امکان امتثال تفصیلی علمی است. سومین وجه برای عدم کفایت امتثال اجمالی این است که احتیاط لعب و عبث به امر مولی است که با قصد قربت منافات دارد و لذا با فرض تمکن از امتثال تفصیلی علمی، امتثال اجمالی مجزی نیست.
مرحوم آخوند از این وجه دو پاسخ داده است اول اینکه ممکن است تکرار به داعی عقلایی باشد لذا عبث نخواهد بود. مثلا برای دفع مشقت در انجام امتثال تفصیلی است و ... دوم اینکه لعب و عبث در فرضی با قصد قربت منافات دارد که لعب در اصل عمل باشد اما در محل بحث ما مکلف در اصل عمل عابث نیست بلکه کیفیت آن عبث است. طوری است که اگر به شخص بگویند امتثال اجمالی کافی نیست امتثال تفصیلی انجام میدهد اما در کیفیت آن به تکرار عمل به داعی غیر الهی است و لازم نیست شخص در خصوصیات عمل هم داعی قربی داشته باشد. مثلا شخص نماز را به قصد قربت میخواند اما اینکه در این مکان نماز میخواند به داعی قربی نیست.
مرحوم آقای صدر به پاسخ دوم مرحوم آخوند اشکال کرده است که این جواب مبتنی بر این مبنا ست که لعب و لهو متحد با عمل نباشد بلکه صرفا مقارن با آن باشد و گرنه عمل باطل خواهد بود چون به معنای اتحاد حرام با عمل است و تقرب با عمل حرام ممکن نیست.
آیا منظور ایشان این است که لغویث و عبثیت دو صورت دارد و گاهی ممکن است با عمل متحد باشد و گاهی نباشد؟ یا اینکه ایشان در اتحاد یا تلازم لغویت با عمل تردید دارد؟
اصل استدلال این بود که تکرار عمل بازی با امر مولا ست و تکرار این است که خود عمل مجدد انجام شود. به عبارت دیگر لعب همان تکرار عمل است و تکرار عمل متحد با خود عمل است و این طور نیست که تعدد ملازم با عمل باشد لذا این که گفته شود این پاسخ مبتنی است بر عدم اتحاد لعب با عمل.
مرحوم آخوند فرمود تکرار عمل لعب هست اما نه در اصل عمل بلکه در خصوصیات آن و این با قصد قربت معتبر در عمل عبادی منافات ندارد. مثلا شخص امروز را روزه میگیرد و در روزه گرفتن هم قصد قربت دارد اما اینکه چرا امروز را روزه گرفته است ممکن است به داعی قربی نباشد مثلا چون روز کوتاه است امروز را روزه گرفته است.
به نظر ما اشکال دیگری به این وجه وارد است و آن اینکه حتی با فرض اتحاد لعب با عمل و با فرض حرمت لعب، با این عمل به عنوان امتثال لعبی حرام نیست بلکه عنوان حرام یک عنوان عام است که در این فرض با واجب اتحاد پیدا کرده است لذا از مصادیق اجتماع امر و نهی خواهد بود. از یک طرف از هتک مولا و استهزاء دستورات او نهی شده است و از طرف دیگر مثلا نماز واجب است. عمل از حیث هتک حرمت مولا حرام است و از حیث نماز واجب است. بر این اساس اگر اجتماع امر و نهی جایز باشد عمل صحیح است.
توجه به این نکته لازم است که نکته این استدلال عبث و لعب به معنای هتک است و آنچه هتک است استهزاء مولا و به بازی گرفتن دستورات او است اما اگر ملاک این استدلال لغویت باشد، لغویت با قصد قربت منافات ندارد و لغویت به معنای بیهوده بودن عمل است.
مرحوم آقای صدر اشکال دیگری به این وجه مطرح کردهاند که اگر تکرار عمل لعب به امر مولا باشد حتی در واجبات توصلی هم مجاز نخواهد بود چون در عدم اکتفاء به حصه حرام در امتثال و اینکه عمل حرام نمیتواند مصداق واجب قرار بگیرد بین واجب تعبدی و توصلی تفاوتی نیست. اطلاق امر شامل حصه حرام نیست و لذا عمل حرام مصداق مامور به نیست و اکتفاء به حصه غیر مامور به برای امتثال عمل خلاف قاعده است و به دلیل خاص نیاز دارد. و از آنجا که کسی امتثال اجمالی را در توصلیات انکار نکرده است پس این وجه ناتمام است.
به نظر ما این اشکال مرحوم آقای صدر ناتمام است چون قبلا توضیح دادیم که بنابر جواز اجتماع امر و نهی در اطلاق امر نسبت به حصه حرام محذوری وجود ندارد و حتی طبق مسلک خود مرحوم آقای صدر هم اگر محذوری متصور باشد در خصوص عبادات است. و از نظر ما بین عبادات و توصلیات تفاوتی نیست و در اجتماع امر و نهی محذوری نیست.
مرحوم آقای روحانی در ذیل این وجه توضیح دیگری را برای آن ذکر کردهاند و گفتهاند شاید منظور از این وجه این بیان باشد که توضیح آن خواهد آمد.

