امکان تعبد به غیر علم (ج۱۳۹-۱۸-۳-۱۴۰۵)
مرحوم آخوند فرمودند در فرض شک در امکان تعبد به غیر علم، اصلی که امکان را اثبات کند وجود ندارد در مقابل مرحوم شیخ که ادعاء کردند عقلاء در صورت شک در امکان بر امکان بنا میگذارند.
مرحوم آخوند فرمود اولا چنین بنایی وجود ندارد و ثانیا بر فرض که وجود داشته باشد حجیت آن ثابت نیست چون این سیره خودش صغرایی از تعبد به غیر علم است و با آن نمیتوان امکان تعبد به غیر علم را اثبات کرد و این دور واضح است.
سپس فرمودند بحث از امکان تعبد به ظن ثمرهای ندارد چون اگر دلیلی بر وقوع تعبد به غیر علم وجود داشته باشد خودش دلیل بر امکان است و اگر دلیلی بر وقوع وجود نداشته باشد اثبات امکان ثمرهای ندارد.
مرحوم آقای خویی از شیخ دفاع کرده است که مقصود ایشان این است که با وجود دلیل بر وقوع تعبد باید به آن اخذ کرد و معنای اصالة الامکان همین است. یعنی تا وقتی امتناع آن ثابت نشود ظاهر تعبد مولا به حجیت غیر علم معتبر است و باید به آن اخذ کرد. این همان مطلبی است که خود آخوند در انتهاء فرمودهاند که باید به دلیل بر وقوع تعبد تمسک کرد.
البته باید توجه کرد که مرحوم آخوند به دلیل تعبد برای اثبات قطعی امکان تمسک کرده است نه برای تعبد به امکان، اما مرحوم آقای خویی فرموده حتی اگر قطع به امکان وجود نداشته باشد باید به دلیل حجیت اخذ کرد و احتمال امتناع عذر محسوب نمیشود.
مرحوم آقای خویی معتقد است شیخ و آخوند هر دو به یک نتیجه ملتزمند و آن اینکه تا وقتی قطع به امتناع تعبد به غیر علم وجود نداشته باشد باید به دلیل تعبد به غیر علم اخذ کرد به عبارت دیگر اثر اثبات امکان این است که باید به این دلیل اخذ کرد و وقتی خود آخوند قبول دارد که بحث از امکان بی ثمر است و مهم دلیل بر تعبد است یعنی حتی اگر امکان اثبات نشده باشد باید به دلیل حجیت و تعبد اخذ کرد پس خود ایشان هم پذیرفته که با شک در امکان باید به دلیل اخذ کرد و این معنای اصالة الامکان است.
اما این مطلب مرحوم آقای خویی در صورتی درست است که مقصود مرحوم آخوند این نباشد که با دلیل بر وقوع تعبد علم به امکان حاصل میشود و قصد داشت با شک در امکان به دلیل وقوع تعبد اخذ کند و این خلاف ظاهر کلام آخوند است. مرحوم شیخ فرموده در عین شک در امکان و بقای احتمال استحاله باید به دلیل تعبد اخذ کرد اما مرحوم آخوند میفرماید با دلیل بر وقوع تعبد احتمال استحاله باقی نیست.
مرحوم آقای صدر به کلام مرحوم آخوند در بی ثمر بودن بحث از امکان اشکال کرده است که این بحث ثمره دارد و این طور نیست که اگر دلیلی بر حجیت غیر علم داشته باشیم بحث از اصل امکان لغو باشد چرا که یکی از محاذیر مطرح در امکان تعبد، تنافی بین حکم واقعی و ظاهری و عدم امکان جمع بین آنها ست. دلیل حجیت اثبات نمیکند که هم حکم ظاهری وجود دارد و هم حکم واقعی بلکه نهایتا اثبات میکند که یکی از دو حکم ثابت است. اثبات حکم ظاهری در کنار حکم واقعی در صورتی از دلیل حجیت قابل استفاده است که اصل امکان به آن ضمیمه شود. یعنی اگر بین حکم واقعی و ظاهری تنافی وجود نداشته باشد در این صورت وجود حکم ظاهری علاوه بر حکم واقعی محذوری ندارد و این با اصل امکان قابل اثبات است که در این صورت اطلاق دلیل حکم واقعی، حکم واقعی را اثبات میکند و دلیل حجیت هم حکم ظاهری را اثبات میکند و گرنه دلیل حکم ظاهری، نفی حکم واقعی را میکند و نتیجه تصویب خواهد بود.
پس نتیجه اصل امکان این است که با دلیل بر حکم ظاهری، نباید از اطلاق دلیل حکم واقعی رفع ید کرد و بدون آن نمیتوان چنین چیزی را اثبات کرد.
به عبارت دیگر صرف وجود دلیل بر حجیت غیر علم و حکم ظاهری، باعث نمیشود که بحث از اصل امکان لغو و بی اثر باشد.
به نظر ما اینکه مرحوم آخوند وجود سیره عقلاء بر امکان را انکار کرد حرف حقی است چرا که موارد شک در امکان و بنای عقلاء بر امکان به حدی نیست که بتوان چنین سیرهای از آن کشف کرد. اشکال دوم ایشان هم درست است.
مرحوم آخوند بعد از این به محاذیری که در تعبد به غیر علم مطرح شده است اشاره کرده و از آنها پاسخ داده است که توضیح آن خواهد آمد.

