عدم اختصاص حجیت ظهور به مقصودین به افهام (ج۲۹-۲۷-۷-۱۴۰۵)
کلام میرزای قمی را بر اساس آنچه شیخ انصاری به ایشان نسبت داده است بیان کردیم که بر اساس تشکیک در جریان اصل عدم قرینه است و اینکه اصلی وجود ندارد که احتمال وجود قرینه معهود بین متکلم و مشافه را نفی کند.
احتمال دیگری ما مطرح کردیم که کلام میرزا ناظر به تشکیک در اصل عدم نقل است. کشف از اینکه آنچه ما میفهمیم و ظهور کلام برای ما از مراد متکلم بر اصل عدم نقل مبتنی است و اصل عدم نقل در زمان طولانی جاری نیست.
تفاوت بین این دو احتمال هم روشن است. بر اساس احتمال اول کسی که مشافه نیست نمیتواند به ظهور تمسک کند حتی اگر حاضر در مجلس باشد اما بنابر احتمال دوم مساله مشافه بودن یا حاضر بودن و ... نیست بلکه مهم عدم تخلل زمان طولانی است به نحوی که به اصل عدم نقل نیاز باشد.
از برخی عبارات میرزا ممکن است حتی مطلب سومی استفاده کرد. احتمال دارد بین عرف متکلم و عرف مخاطب در معنا تفاوت وجود داشته باشد در عین اینکه زبان آنها یکسان است. مثلا امام علیه السلام عرب است اما عرب مدینه و وقتی تکلم میکنند بر اساس عرف خودشان صحبت میکنند و این عرف ممکن است با عرف عرب کوفه متفاوت باشد. کاشفیت ظهور مبتنی است بر یک اصل عقلایی که در بنای عقلاء این طور است که در اهل لغت واحد به این احتمال که عرف متکلم و مخاطب در وضع متفاوت باشد اعتناء نمیکنند مگر اینکه این تفاوت احراز شود. میرزا مدعی است که این اصل عقلایی در بین اهل لغت واحد در صورت تفاوت در زمان جاری نیست.
اصل چنین بنایی در بین عقلاء روشن است. مثلا در زبان فارسی همه فارس زبانان بر اساس اشتراک در لغت کلمات را فهم میکنند در عین اینکه احتمال میدهند عرف محلی آنها در اوضاع و معانی لغات تفاوت داشته باشد اما به این احتمال اعتناء نمیکنند مگر اینکه این تفاوت احراز شود. همین طور است عربی و سایر زبانها.
میرزا مدعی است این اصل در فرض وحدت زمان صحیح است اما با اختلاف زمان که به اصل عدم نقل هم نیاز است، چنین اصلی وجود ندارد. حیث این اصل با حیث اصل عدم نقل متفاوت است. این اصل بر اساس اشتراک اهل زبان واحد است ولی اصل عدم نقل بر اساس وحدت و تفاوت زمان است.
از کلمات میرزا استفاده میشود که ایشان در این مساله هم اشکال داشته و البته این با احتمالات قبل منافات ندارد.
احتمال چهارمی از کلام ایشان استفاده میشود که حتی ممکن است ظهور از کلام واحد متفاوت باشد و شارع این تفاوت را امضاء کرد به شرط اینکه در عصر واحد باشند. در اعتبار ظهور کلام در صورتی که کلام ظهور یکسانی در نزد همه داشته باشد تردیدی نیست اما اگر ظهور برای افراد مختلف متفاوت باشد اعتبار این ظهور معلوم نیست. ایشان فرموده: «و أيضا ظاهر دعوى الإجماع على حجّية الظّواهر هو على ما هو ظاهر من الآية في نفس الأمر لا ما هو ظاهر عند كلّ مجتهد، فالإجماع إنّما يسلّم فيما هو مسلّم ظهوره عند كلّ أهل اللّسان، فما اختلف في ظهوره لا يدخل في الإجماع.» (القوانین، ج ۴، ص ۲۶۴)
در هر حال کلام ایشان مضطرب است و ظاهرا نکات متعددی در منع از حجیت ظهور در ذهن ایشان بوده و احتمال تفاوت ظهور ناشی از اختلاف در مکان و زمان مشکل اصلی ایشان بوده است.
اینکه ایشان فرموده ممکن است ظهور برای افراد مختلف متفاوت باشد غفلت از این مطلب است که اولا بنای عقلاء بر این است که متکلم بر اساس عرف خودش تکلم میکند و با اصل اشتراک در لغت کلام او فهمیده میشود و سامع معتقد است آنچه که او میفهمد ظهور کلام است و فهم دیگر غیر از آن اشتباه است.
ایشان پذیرفت که ظهور همگانی حجت است و فقط مشکل در جایی است که احتمال بدهیم ظهوری که ما فهم میکنیم متفاوت باشد که این در حقیقت اشکال در صغرای ظهور است و گرنه ایشان هم قبول دارد اگر ظهوری شکل بگیرد حجت است.
و در هر صورت ما در اینکه بنای عقلاء بر اشتراک در معانی در زبان واحد است مگر اینکه خلافش احراز شود تردید نداریم و به نظر خیلی روشن است همان طور که اصل عدم نقل روشن است و محل تردید نیست.
تفصیل دیگری که مرحوم آخوند نقل کرده است عدم حجیت ظواهر قرآن برای غیر از ائمه علیهم السلام است. این تفصیل به عدهای از اخباریان منسوب است و مرحوم آخوند مدعی است در حجیت ظواهر بین کتاب و غیر کتاب تفاوتی نیست و ما قبلا گفتیم عدم حجیت ظواهر کتاب تا قبل از این عده از اخباریان در بین مسلمین معهود نیست در حالی که اگر ظواهر قرآن حجت نبود عدم حجیت ظاهر کتاب مطلب روشن و مسلمی میشد.
هم چنین گفتیم در روایات متعدد ائمه علیهم السلام به آیات قرآن استشهاد و استدلال کردهاند و این با عدم حجیت ظواهر کتاب برای غیر امام مناسب نیست.
در کلام مرحوم آخوند مجموعا هفت وجه برای ادعای اخباریان ذکر شده است و توضیح آن خواهد آمد.

