حجیت ظهور (ج۲۱-۱۵-۷-۱۴۰۵)
مرحوم آخوند فرمود در حجیت ظهور تفاوتی نیست موجب ظن به مراد باشد یا نه و بلکه ظهور حتی با ظن به اینکه مراد نیست هم حجت است. دقت کنید منظور این نیست که ظهور تاب معنای مخالف را دارد.
منظور از ظهور یا دلالت تصوری است یا همان بنائات و ضوابط عرفی و عقلایی نه ظن به اراده استعمالی. به عبارت دیگر این طور نیست که احتمال بدهیم خلاف ظاهر مراد باشد. بله ممکن است اراده جدی موافق با اراده استعمالی نباشد اما ظنی بودن ظهور به این معنا نیست که کشف آن از مراد استعمالی ظنی است. دلالت ظهور بر اراده استعمالی قطعی است. اصلا معقول نیست شخص از استعمال لفظ چیزی را اراده کند که آن لفظ تاب انتقال آن را ندارد. ظنی بودن ظهور به لحاظ کشف از مراد جدی است نه مراد استعمالی.
بر همین اساس است که عدهای از علماء معتقدند قرینه منفصل در مراد استعمالی تغییری ایجاد نمیکند.
پس با وجود قطعی بودن کشف ظهور از مراد استعمالی منظور از ظنی بودن ظهور و بحث از حجیت آن یا به این معنا ست که از مراد جدی کشف ظنی دارد و یا منظور این است که استعمالات متعارف و معیارهای عرفی و عقلایی ملاک در کشف استعمالات شارع هم است و اینکه همان مدلول تصوری یا آنچه ضابطه عرفی در فهم کلام است، حتما حجت در مراد استعمالی شارع هم هست.
اینکه ظهور در مقابل نص قرار گرفته است به این معنا نیست که در نص احتمال خلاف وجود ندارد ولی در ظهور احتمال اراده خلاف وجود دارد بلکه نص چیزی است که تفاوت مراد جدی با مراد استعمالی در آن بیمعنا ست و نمیتواند مراد جدی با مراد استعمالی متفاوت باشد ولی در ظهور اراده جدی متفاوت با اراده استعمالی ممکن است. همان طور که در قرینه متصل این طور است. در کلمهای که نص باشد نمیتوان با قرینه متصل، اراده جدی متفاوتی را بیان کرد بر خلاف کلمهای که ظاهر باشد. نه اینکه ظهور چیزی است که اراده استعمالی در آن مظنون است. به عبارت دیگر به کار گیری قرینه متصل خلاف نص از قبیل تناقض گویی است بر خلاف ظاهر.
بحث در اصل ظهور این است که شارع اراده استعمالی دیگری غیر از معنای عرفی و لغوی ندارد.
پس کشف و دلالت ظهور از مراد استعمالی قطعی و یقینی است و اراده استعمالی جزمی است نه ظنی و محتمل و ظنی بودن آن و اماره بودش به لحاظ کشف از مراد جدی است.
این مطلب در کلام مرحوم آقای روحانی هم ذکر شده است.
حداقل کسانی که معتقدند قرینه منفصل در مراد استعمالی تغییری ایجاد نمیکند باید همین منظورشان باشد.
اولین بحث در این بود که آیا این حجیت مختص به فرض افاده ظن است یا حتی در فرض عدم افاده ظن هم حجت است.
ما در دوره قبل برای حجیت ظاهر به سیره متشرعه و سیره عقلاء استدلال کردیم و استدلال مرحوم اصفهانی به سیره عقلاء را هم بیان کردیم. استدلال به سیره عقلاء در کلمات علماء یعنی استدلال به موقف عملی عقلاء در کشف موقف شارع اما ایشان در غیر سیرههای تعبدی (یعنی در احکام عقلی) معتقد است شارع هم جزو عقلاء است و لذا این سیره خود شارع است.
در نظر مشهور، احکام عقل عملی واقعیاتی هستند که بر وجود انسان یا شکلگیری بنائات عقلایی متوقف نیست اما مرحوم اصفهانی معتقد است احکام عقل همان بنائات عقلایی و آراء محموده است. بر اساس این حرف، نسبت سیره عقلایی و موقف شارع تضمن است اما بر اساس نظر مشهور استلزام است.
لازمه این حرف این است که احکام عقلی، ادراک نیستند بلکه عقول انسانها آن را احداث و انشاء میکند.
بعد از آن دو استدلال دیگر بیان کردهایم که یکی از آنها در کلام مرحوم آقای صدر هم مذکور است و آن استدلال به روایات متعدد در تمسک به ظهورات است که امضای سیره عقلایی است.
توضیح بیشتر مطلب خواهد آمد.

